این نقاشی های بنفشه ( دخترخاله ام ) می باشد ...





پرتره در بین نقاشان معاصر بسیار کمتر شده ، من در پرتره هایم قصد داشتم خودم را پیدا کنم و به انسانها نشان دهم که در این ریتم دردناک زندگی ، چگونه به نظر می رسم .
پرتره هایم در ابتدا ذهنی بود و از همان ابتدا ناخواسته سلف پرتره بود ، بعد ها برا ی دیدن حالتهای مختلف صورتم از آیینه کمک گرفتم و بعد ها برای راحتی بیشتر هنگام کار دنبال فیگور انسانی گشتم تا بتوانم از زوایای گوناگون او را به تصویر بکشم . اما متاسفانه کسی را پیدا نکردم که بتواند ساعتها به عنوان مدل ، ثابت بنشیند . بنابراین تصمیم گرفتم از خودم عکا سی کنم و سپس با استفاده از عکس حالتها و حس هایی را که می خواستم روی بوم بیاورم . کارهایم در یک دوره از حالت دفرمه خارج شد و طراحی اجزاء صورت و تناسبات آن بیشتر شد اما رنگهایم همچنان شخصی ماند و به واقعیت نزدیک نشد . چرا که تصویری که من در درونم از خودم می دیدم آبی بود و این همان آرامشی بود که به آن احتیاج داشتم .
پرتره با لکه های آنالیز شد ه، تنالیته های رنگ آبی به روی صورت ، استعاره از انسان ترک خرده است که با یک تلنگر مانند شیشه خرد شده و می ریزد. انجماد آخرین تابلویی که با رنگ آبی به تصویر کشیدم لکه ها راز حالت آنالیز شده خارج و در فضا رها کردم و با آوردن رنگ سفید به آن حالت انجماد را نشان دادم .وجود انار قرمزی که باز نشده و وضعیت دانه های آن معلوم نیست نماد زوایایه پنهان وجود آدمی ست و چشمان پرتره که از شدت تفکر خیره مانده حالت استیسال را نشان میدهد. سعی کردم تمام حس خود را در آن نشان دهم و این اثر جزو یکی از دوست داشتنی ترین آثارم است .







این عکس ها در بیرون شهر ( در یکی از شهرهای کردستان ) گرفته شده
۴ خانواده دور هم جمع شدیم و ۱۳ رو بدر کردیم . خوشبختانه خوب بود فقط باد شدید میومد و ما زیر چادر نهار خوردیم ، من هرسال سبزه رو گره میزنم ولی هیچ اعتقادی به آن ندارم امسال سبزه رو با زور گره زدم چه برسه به رسیدن به آرزوهایی که میخوام !
حالا دوست دارم آرزوهام رو اینجا بگم مثل بقیه دوستان که آرزوهاشون رو گفتند :
1- یه آتلیه بزرگ داشته باشم با کلی وسایل هنری که همیشه اونجا تنها زندگی کنم !
2- در بینال های هنری خارج از کشور شرکت کنم و یه جایزه خوب و مهم رو بدست بیارم ! ( البته برای شرکت در این بینال ها خیلی تنبلی می کنم )
3- یه ماشین پاژرو داشته باشم !
4- یه راننده خوب و مهربون با یه ماشین خوب داشته باشم که منو ببره قزوین و بیاره تهران !
5- به دخترخاله ام کمک کنم که به آرزوش برسه !
6- پول زیاد زیاد داشته باشم تا بتونم به معلولان کمک کنم و امکاناتی برایشان فراهم کنم !
7- یه دوچرخه داشته باشم که هروقت دلم گرفت شبها یه دوری بزنم !
8- دنیا رو بگردم !
9- فرشته ها رو ببینم و باهاشون حرف بزنم !
10- تمام دوستانم رو در یه روز ببینم و ...
11- ...................