تبليغاتX
اتاق شماره 6

این نقاشی های بنفشه ( دخترخاله ام ) می باشد ...

پرتره در بین نقاشان معاصر بسیار کمتر شده ، من در پرتره هایم قصد داشتم خودم را پیدا کنم و به انسانها نشان دهم که در این ریتم دردناک زندگی ، چگونه به نظر می رسم .

پرتره هایم در ابتدا ذهنی بود و از همان ابتدا ناخواسته سلف پرتره بود ، بعد ها برا ی دیدن حالتهای مختلف صورتم از آیینه کمک گرفتم و بعد ها برای راحتی بیشتر هنگام کار دنبال فیگور انسانی گشتم تا بتوانم از زوایای گوناگون او را به تصویر بکشم . اما متاسفانه کسی را پیدا نکردم که بتواند ساعتها به عنوان مدل ، ثابت بنشیند . بنابراین تصمیم گرفتم از خودم عکا سی کنم  و سپس با استفاده از عکس حالتها و حس هایی را که می خواستم روی بوم بیاورم . کارهایم در یک دوره از حالت دفرمه خارج شد و طراحی اجزاء صورت و تناسبات آن بیشتر شد اما رنگهایم همچنان شخصی ماند و به واقعیت نزدیک نشد . چرا که تصویری که من در درونم از خودم می دیدم آبی بود و این همان آرامشی بود که به آن احتیاج داشتم .

 پرتره با لکه های آنالیز شد ه، تنالیته های رنگ آبی به روی صورت ، استعاره از انسان ترک خرده است که با یک تلنگر مانند شیشه خرد شده و می ریزد. انجماد آخرین تابلویی که با رنگ آبی به تصویر کشیدم  لکه ها راز حالت آنالیز شده خارج و در فضا رها کردم و با آوردن رنگ سفید به آن حالت انجماد را نشان دادم .وجود  انار قرمزی که باز نشده و وضعیت دانه های آن معلوم نیست نماد زوایایه پنهان وجود آدمی ست و چشمان پرتره که از شدت  تفکر خیره مانده  حالت استیسال را نشان میدهد. سعی کردم تمام حس خود را در آن نشان دهم و این اثر جزو  یکی از دوست داشتنی ترین آثارم است .

                                             

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 21:30 توسط پری رو |

این عکس ها در بیرون شهر ( در یکی از شهرهای کردستان ) گرفته شده 

 ۴ خانواده دور هم جمع شدیم و ۱۳ رو بدر کردیم . خوشبختانه خوب بود فقط باد شدید میومد و ما زیر چادر نهار خوردیم ، من هرسال سبزه رو گره میزنم ولی هیچ اعتقادی به آن ندارم امسال سبزه رو با زور گره زدم چه برسه به رسیدن به آرزوهایی که میخوام !

حالا دوست دارم آرزوهام رو اینجا بگم مثل بقیه دوستان که آرزوهاشون رو گفتند :

1-      یه آتلیه بزرگ داشته باشم با کلی وسایل هنری که همیشه اونجا تنها زندگی کنم !

2-   در بینال های هنری خارج از کشور شرکت کنم و یه جایزه خوب و مهم رو بدست بیارم ! ( البته برای شرکت در این بینال ها خیلی تنبلی می کنم )

3-      یه ماشین پاژرو داشته باشم !

4-      یه راننده خوب و مهربون با یه ماشین خوب داشته باشم که منو ببره قزوین و بیاره تهران !

5-      به دخترخاله ام کمک کنم که به آرزوش برسه !

6-      پول زیاد زیاد داشته باشم تا بتونم به معلولان کمک کنم و امکاناتی برایشان فراهم کنم !

7-      یه دوچرخه داشته باشم که هروقت دلم گرفت شبها یه دوری بزنم !

8-      دنیا رو بگردم !

9-      فرشته ها رو ببینم و باهاشون حرف بزنم !

10-    تمام دوستانم رو در یه روز ببینم و ...

11-    ...................

+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 19:54 توسط پری رو |